بیمگ

لیست سایتهای روزنامه و مجلات

مجله رنگ مجله موفقیت هفته نامه هنرمند هفته نامه سلامت مردم سالاری هموطن سلام فصلنامه سپهر ماهنامه پردازنده ماهنامه پیام پژوهش ماهنامه شبکه ماهنامه صنعت مجله حسابرس مجله رمز عبور روزنامه ایران ورشی روزنامه رسمی کشور سیاست روز شرق شهروند فرهیختگان قدس کار و کارگر کیهان ایران ایران دیلی ایمان …

ادامه ...

لیست سایتهای خبرگزاری

علم و فناوری فارس قدس کتاب ایران موج مهر واحد مرکزی خبر خبرگزاری گیتا دانشجو سروش سیتنا شبستان شانا صنایع بسیج پانا تسنیم تقریب حوزه خانه ملت خبرگزاری سروش ایرنا ایسنا ایکنا ایلنا ایمنا باشگاه خبرنگاران برنا آریا آنا ابنا اکو نیوز ایبنا ایپنا ایران اکونا

ادامه ...

طراحی سایت

نام : نوع صنف : محدوده شهرداری : نام مدیریت : سال تاسیس : محدوده فعالیت : آدرس پستی : شماره تلفن ثابت : شماره تلفن همراه : آدرس سایت : خدمات قابل ارائه : محصولات :

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف ع

نامهای ایرانی باحرف (ع). عابدAbed :عبادت کننده، پرستش کننده. عاتکه ‌[Ateke] :زن سرخ گون از خوشی و سرزندگی، زن خوشبو، نام دختر عبدالمطلب جد پیامبر. عادلAdel :دادگر، داور. عادله Adele :زن با انصاف، زنی که در عدالت زبانزد است. عارف Aref :دانا، عاقل، فهیم. {عرفان که جام حق نوشیده اند …

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف ح

نام های ایرانی با حرف (ح) حاتم Hatem : حاکم، قاضی، حاتم طائی از قبیله‌ی طی که به سخاوتمندی شهرت داشت. حاجب[Hajab] :ابرو، پرده دار. {رقیبان غافل و مارا از آن چشم و جبین هر دم/هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو} (حافظ). حافظHafez :نگهبان، ازبردارنده، شاعر غزل …

ادامه ...

نام های ایرانی با ی

نامهای ایرانی با حرف (ی). یادگار [Yadgar] :برجای مانده، خاطره هایی که از کسی برای دیگری مانده است. {جهان یادگار است و ما رفتنی /ز مردم نماند جز از گفتنی} (شاهنامه فردوسی). یارا[Yara] :تاب و توان. یارتا[Yarta] :یگانه دوست. یارخ[Yarox] :عیاری جوان از ماچینیان سمک عیار.یارسا[Yarsa] :چون یار، دوست بی …

ادامه ...

نام های ایرانی با ض

نامهای ایرانی با حرف (ض). ضامر[Zamer] :باریک اندام، ظریف. ضرغام[Zarqam] :شیر، مرد دلاور، نیرومند. ضرغامه [Zarqame] :پهلوان، دلیر. ضیاءZiya :روشنایی، نور. ضمیرZamir :باطن اانسان، اندرون دل. ضیغم[Zeyqam] :شیردرنده، شیر بیشه.

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف ژ

نان های ایرانی با حرف ژ ژابیز[Zhabiz] :شراره ی آتش، گیاه بومادران. ژاسمن[Zhasman] :گل یاسمن. ژاله[Zhale] :شبنم. {صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی/برگ صبوح ساز و بده جان یک منی}(حافظ). ژالان[Zhalan] :رودی در کرمانشاه. ژالانه[Zhalane] :گیاهی زینتی و زیبا. ژامک[Zhamak] :آینه. ژانیا[Zhaniya] :زندگی جاودان. ژانین[Zhanin] :دریاچه ای در …

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف ز

نام های ایرانی با حرف (ز) زائر[‌Zaer]:زیارت کننده. زادان‌[Zadsn] ‌:پدر شهریار از زرتشتیان کازرون، نام نیای سلسله ی زادانیان از قبیل نامدار قزوین. زادان فرخ[Zadanfarrox] :از بزگان ایران هنگام انقراض دولت ساسانیان که یا دستیاری پور فرخ و دوبرادرش قیام مردم علیه شهر و سردار معروف ایرانی را رهبری کرد. …

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف ظ

نامهای ایرانی با حرف (ظ) : ظاهرZaher :پیدا، آشکار، هویدا. ظریف[ ‌Zarif] :نازک، کنایه از نکته سنج. ظریفه Zarife :زن ظریف، زیرک و زیبا. ظفر Zafar : پیروزی، رستگاری. {مشتاق را که سر برود در وفای یار/آن روز روز دولت و روز ظفر بود} (سعدی). ظهیر[Zahir] :مددکار، یاور، یاریگر. ظهیرالدین …

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف ذ

ذاکرZaker :کسی که نام و یاد خدا همواره بر لب دارد، یاد آورنده ی خدا. ذاهب[Zaheb]:عابر، گذرنده. ذبیح[Zabih] :قزبانی شده، لقب اسماعیل فرزند ابراهیم پیامبر. ذرخش[Zaraxsh] :تابیدن، روشنایی، درخشیدن. ذریحZarih :از نام های مردان، پدر قبیله. ذکا[Zaka] :مهر، گرمی، آفتاب. ذکی[Zaki] :بینا، هشیار. ذوالفقار [Zolfaqar] :دارای پشتی محکم، (مجازاً) استوار، …

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف و

نامهای ایرانی با حرف (و). وارسته[Varaste] :آزاد، رها. وارتانVartan :نام پسر بلاش اول، شاهنشاه اشکانی. واروژان[Varozhan] :کبوتر نر. والا[Vala] :برتر، بزرگتر، باارزش. واله[Vale] :شیدا، عاشق، سرگشته. وامق [Vameq] :عاشق عذرا. وانوش[Vanush] :دریاچه ی وان. واهب[Vaheb] :بخشنده، جوانمرد. وثوق [Vosuq] : ‌استوار بودن، استواری. وجیهه‌Vajihe :زن زیبا. وحیدVahid :یکتا، بی مانند. …

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف ت

نامهای ایرانی با حرف(ت) : تابا[Taba] :روشن، درخشان. تابال[Tabal]:از فرماندهان دوره ی کوروش هخامنشی. تابان[Taban] :تابنده، نورانی. {در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد /وقت است که همچو مه تابان به در آیی} (حافظ). تابان روی[Tabanruy] :کسی که سیمایی گشاده و چهره ای روشن دارد. تابش[Tabesh] :روشنی، فروغ، …

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف ط

نامهای ایرانی با حرف (ط). طابحTabeh :اولین فرزند ناحور برادر ابراهیم پیامبر. طاخک[Taxak] :نوعی درخت کخ میوه اش را طاخک گویند. طارابTarab : منطقه ای در نزدیکی بخارا. طارق Tareq :ستاره ی بامداد، کسی که در شب ظاهر می شود. طارمTarem :منطقه ای بزرگ در کوههای مشرف بر قزوین رو …

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف س

نام های ایرانی با حرف (س) : ساباتSabat :خانه ی چوبی ییلاقی. ساپراSapra:ادیب، نویسنده. ساتی[Sati] :الهه ی هند، فرشته ی نگهبان،ارواح در مصر باستان. ساجدSajed :سجده کننده، فروتن. ساجده Sajede :زن سجده کننده. ساحر [Saher] :جادو کننده، سحر کننده. {منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن/از نی کلک همه …

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف ص

نام های ایرانی با حرف (ص). صابحهSabhe :صبح، بامداد. صابرSaber :بردبار، صبر کننده، شکیبا. {من که در آتش سودای تو آهی نزنم/کی توان گفت که بر داغم دلم صابر صابر نیست}(حافظ). صابره [Sabre] :شکیبا، پر طاقت. صاحب[Saheb] :یار. {صف نشینان نیکخوان و پیشکاران با ادب /دوستداران صاحب اسرار و حریفان …

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف ش

نامهای ایرانی باحرف (ش) : شاباز[‌Shabaz] :شهباز، گونه ای باز سفید رنگ. شابالShabal :شهبال، بال بزرگ، شهپر. شاپرک[Shaparak] :پروانه ی کوچک. شاپور[Shapur] :پسر شاه، پهلوانی ایرانی در زمان کیکاووس و کی خسرو، شاپور اول ساسانی فرزند اردشیر بابکان. {چو بشنید ایش ببست/بزد نای رویین و خود بر نشست} {که بخواند …

ادامه ...

نام های ایرانی با حرف ر

. راتینRatin :دادگر، راد. راثین[Rasin] :سردار ایرانی که از گِزِنفون شکست خورد. راحلRahel :مهاجر، کوچ کننده. راد[Rad] :صاحب همت، سخاوتمند، شجاع. رادبد[Radbod] :بخشنده بودن، عنوان فرمانده ی ارابه ی جنگی در دوران باستان. رادبرزین[Radbarzin] :بخشنده ی بی همتا، از سرداران بهرام گور وفرمانروای زابلستان. {دگر رادبرزین رزم آزمای/کجا زابلستان ازو …

ادامه ...